بیگانه ام با روزگار، بی تو نشسته ام درسوگ بهار، بی تو بی خبرم از خود، مرده ام شاید آزرده ام از این بازار بیمار، بی تو
مطمئنم گفته بودی با توام تا روز مرگ من فقط شک میکنم گاهی مبادا مرده ام