سالومه | ⁷'²'¹⁴⁰⁵ [نمیدانستم روزی چنین پریشان خواهم شد برای یک مرد عراقی، که سال گذشته حتی او را نمیشناختم.. او که آمد، مات و مبهوت ماندم.. من دور از طهارت بودم و این برای من قابل پذیرش نبود که نازنین مردی از خطه عراق برای دعوت من، به عشق...
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد دوباره...