کوثر نجفی ( سالومه )
با جوهر قلبمبرایت مینویسم ♡
بداهه|اذان صبح|¹⁰'³'¹⁴⁰⁵|𓇢𓆸کوثرنجفی
تو گفتی:«وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ ۚ کَذَٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.»
و قسم به تمام ذرات جهان که یکایک درحال تسبیح تواند، هرگز تورا به فراموشی نسپردهام.
قسم به شب...
-سالومه
1405/2/17
بداهه 🙂🫶🏻
هیچ اتفاقی نیوفتاده است؟ بله میدانم
بی دلیل با نام او، دیدگانم تار و بی نور
میشوند؛ و من همیشه متهم ردیف اولم.
متهم بر آن که مگر حسین که بود!
او مگر پسر شهنشاه افلاکی نبود؟ پس
چرا نیزه بر سرش فرو رفت؟! مگر...
سالومه | ⁷'²'¹⁴⁰⁵
[نمیدانستم روزی چنین پریشان خواهم شد برای یک مرد عراقی، که سال گذشته حتی او را نمیشناختم..
او که آمد، مات و مبهوت ماندم..
من دور از طهارت بودم و این برای من
قابل پذیرش نبود که نازنین مردی از خطه
عراق برای دعوت من، به عشق...
سالومه♡ | 1404
●هرکه مرا میبیند، به تو حسادت میکند.
میگویند: چه شد که پس از آن همه درد
و رنج و غم، مثل روز های اول او را
میستایی! دست بکش احمق.
و تنها پاسخ من لبخند به چشمان
متعجب آنان است. لبخندی که تنها
من از آتش فروزانش...
اگر جهان به دست من اداره می شد
انسان را چنان خلق میکردم که جز
معشوق خود میلی به دیگری نداشته باشد
زنان و مردان هردو به انرژی خود آگاه بودند
و هیچکدام نسبت به دیگری برتری نداشت...
جهان را چنان خلق میکردم که زن برای مرد جز دلبری و...
خیّر شده ای دلبر پاکیزه سرشت
که نیمه شب لب به لب ما دوختی
جوهر قلبم💙🧸:
دلم مردی با آغوش امن می خواهد
از آن آغوش هایی که بی هوا در هر شرایطی
کار ساز است...
دلم می خواهد برایم ویگن بگذارد و
از نگاهم سخن بگوید
بخاطرم شعر بگوید ، حتی دست و پا شکسته.
دلم می خواهد با او میان مردم شهر...
وجودت را با طبیعت ادغام کن
بگذار رایحه ی شیرین طبیعت
در ریه هایت پراکنده شود
تو مالک طبیعت نیستی که تصمیم بگیری
با اون چگونه رفتار کنی
تو عضوی از طبیعت هستی
پس باید با او در یک مدار حرکت کنی
این عشق است
باور کن عاشقی کردن دشوار...
مرا دچار خودت کن
بگذار در بند تو باشم
در بند تو بودن زیباتر از
در بند خیال بودن است...
🙂🫴🏻
کوثرم
من تنها دلم کمی درک شدن میخواست
کمی فهمیدن قلبم...
من دلم کسی را میخواست که از نگاهم
دردم را بفهمد...
نه کسی درکمان کرد و نه کسی نگاهمان
را فهمید...
آخرش هم مقصر شدیم...
ما ماندیم و تنها با بهای بیش از
اندازه ای که به دیگران دادیم
هیچگاه به قلب یک مرد اعتماد نکن
او یک بار برای همیشه عاشق می شود
و پس از آن دگر قلبی نخواهد داشت
او مثل یک زن سر تا سر وجودش
از عشق و مهر نیست که هر گاه بخواهی
تقدیمت کند .
بی دلیل عشق بورز
بی دلیل شاد باش
چشمانت را ببند و خود را چون معبدی
بدان که عشق در درونش حکم فرمایی می کند
اگر عاشق شوی و عاشق بمانی هر لحظه از
زندگی را عاشقانه سپری کنی روحت را جلا
می دهی...
برای تنت ، وجودت ، روحت...
تا میتوانی سرپیچی کن و از قوانین عبور کن
تابو شکنی کن و آنجور که عشقش را داری
به زیستن ادامه ده...
این جهان و آدم هایش ، هرچقدر مطیع تر باشی ، بیشتر زجرت میدهند
در هیاهوی دلم آه ندایی آمد
زمزمه در گوش که ایام امید آمدست
در تلاطم نباش
از خشم دوری کن تا معنی زیبایی و
لذت را بدانی.
هرقدر از یک اصالت و قومیت تنفر
داشته باشی ، همانقدر از هنرِ موسیقی
لباس ، زبان و زیبایی آن نیز محروم خواهی ماند...
تفنگت را زمین بگذار...
اجازه ده که عشق و زندگی در رگ...
امروز روز جهانی کسی است که جوامع سعی در تخریب و سرکوب آن داشتند و دارند.
چرا که حضور او در هر کجا موجب صلح ، دوستی ، غیرت ، شجاعت و عدالت است و یک کابوس برای دیکتاتور است.
امروز را پاس بداریم چرا که تنها یک زن می...
آنکه تفرقه می اندازد کثیف
و آنکه به آن دامان می زند کثافت است.
در جامعه ای که مردم آن زیر یک پرچم
سالیان سال در حال زیستن هستند ، افت
دارد که انعطاف پذیر باشند و هر اتهامی را
به یک دیگر بزنند و هر الفاظی را برای یکدیگر...
باور کن آدمی به امیدِ عشق زنده است
هیچ استثنایی قائل نیست در این باب...
عشق هر عشقی می تواند باشد
فقط عاشق باش ،خواهش میکنم
زندگی بی عشق یعنی مرگ تدریجی