تقدیم به ساحت آن که دلها در هوایش میتپد: در سینهام از داغ فراقت، شرری هست در دیده به راهِ تو، امیدِ نظری هست ای ساقیِ میخانهی عشق و شبِ بیدار در یادِ تو، از حالِ دلِ خویش خبری هست دور از تو اگرچه همه شب گریه و سوز است...