[کُرد بودن]
در چهار سویِ مرزهای ممنوعه...!
کوهستانی هستم،
که رنج و مشقت بیپایانی را به دوش میکشد
و خودم، بار سنگینی شدهام
بر دوش خودم!
با هر گام که برمیدارم،
عمرم فرو میریزد و
عصایی در دست میگیرم...
چهار فصل است که
طالع نحسی بر من میتازد،
و اندوه...