ایمان با چیزهایی سروکار دارد که دیده نمی شوند و امید با چیزهایی سروکار دارد که در دسترس نیستند.
باید چیزی را از هیچ چیز بسازید.
تماشای بازی خودم برایم دشوار است... به نظرم کسل کننده می آید.
کلماتی که با اعمال یکی نباشند، بی اهمیت هستند.
مجبور نیستی حتما از صفر شروع کنی تا کاری جالب انجام دهی.
من هیچوقت از هیچ چیز راضی نیستم. من فردی کمال گرا هستم، این بخشی از کسی است که من هستم.
بدون معلومات، به هیچ جا در جهان نخواهی رسید.
کفشی که اندازۀ پای کسی است، پای کس دیگری را اذیت می کند؛ هیچ دستورالعملی برای زندگی کردن که مناسب همه باشد وجود ندارد.
هر کس به نظر می رسد ایده ای روشن در مورد اینکه بقیۀ مردم چطور باید زندگی خود را سپری کنند دارد، ولی هیچ کس ایده ای راجع به زندگی خودش ندارد.
هر چه بیشتر دنیا را می شناسم، بیشتر متقاعد می شوم که هرگز مردی را نخواهم یافت که بتوانم واقعا عاشقش شوم.
دو پناهگاه در مقابل مصیبت های زندگی وجود دارد: موسیقی و گربه ها.
می توانی خارق العاده ترین مکان در جهان را در رویاهایت طراحی کنی و بسازی، ولی برای تبدیل رویایت به واقعیت نیاز به مردم داری.
محدودیت های زبان من به معنای محدودیت های دنیای من است.
گاو من خوشگل نیست، ولی برای من خوشگل است.
تنها مردگان پایان جنگ را دیده اند.
آغازها معمولا ترسناک، و پایان ها غمناک هستند، ولی هر چیزی که در این بین اتفاق می افتد زندگی را ارزشمند می کند.
برای من سخت نیست که احساساتم را به شکل نوشته درآورم. سعی می کنم مختصر باشم و مستقیما سر اصل مطلب روم. این چیزی است که مردم راجع به کار من دوست دارند، و منتقدان از آن بدشان می آید.
زمان همیشه برای انجام اقدام درست، مناسب است.
آن ها راجع به ناکامی های سوسیالیسم صحبت می کنند ولی موفقیت کپیتالیسم در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین کجاست؟
مهم نیست چقدر آهسته حرکت کنی تا زمانی که متوقف نشی.
تعداد گوسفندان، هیچ وقت گرگ را به زحمت نمی اندازد.
چیزی که نمی تواند گفته شود می تواند نوشته شود. چرا که نویسندگی عملی خاموش است، اقدامی از سر تا دست.
بهتر است در حال مبارزه برای آزادی بمیری تا اینکه تمام روزهای زندگیت زندانی باشی.
لذت در نگاه کردن و فهمیدن، زیباترین هدیه طبیعت است.