متن هیچ
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات هیچ
بی تو
هیچم
و
صاحب جهان
با تو .
تا به کِی هیچ مگویم و بخندم به جهان!؟
تا به کی هیچ مگویم و کنم صبر و قرار!؟
از به کِی سلب شده حق شکایت کردنم!؟
از ازل گفته شده ، هیچ مگو و تو بخند
چه غریبانه شبی بود دیشب
من و اندوه و غم و فکر و...
پشت همه اتفاقات و حوادث بزرگ خوش و ناخوش یه هیچ بزرگ هست
ه
چه شد در من نمیدانم ..!؟
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که از سال ۱۳۹۶ دوستت دارم
تو را دوست دارم
بدون آنکه علتش را بدانم
چشم بد به دور
که هم جانی و جانانی
هواخواه توأم جانا
و می دانم که می دانی
همان سال ها گفتم...
«فرشوگر»
آه ای مادر،
میهنم، ای ایران،
آسمانت تاریک، آلوده،
رودهایت، چون رگ غیرت ما،
بر بستر سنگی، خشکیده،
جنگلت، در آتش جهل، سوخته،
دلت خون، شکسته،
روحت خسته،
پرندگانت، زخمی و هراسان،
در باد بیپناهی، آواره.
آه ای مادر،
دشتهایت، در حسرت سرسبزی و آبادی،
نالان،
زمینت، تباه، فرسوده،...
در امتداد شب
صدای قدمهایت
مرا به هیچ میبرد
از کدام شب برایت بگویم
در نبودت
هیچ شبی به خیر نگذشت.
گویند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
پس بیا با رنگ صدایت
صبح که جای خود
تمام زندگیم را بخیر کن...
گویند استادم و من شاگردی بیش نیستم
دقیقا بدونِ او من هیچ نیستم
کاش بیاید و برهاندم از برهوت عشق
کاش بیاید و بگویم با او کیستم
سنگین تر از تفنگ /
عکسی است که یک سرباز حمل می کند /
عکسی بدون رنگ
عکسی بدون رخ
عکسی تمام هیچ !
«آرمان پرناک»
با زندگی کنار آمده ام
زندگی با من نه
ما زیرِ سقفِ هیچ
به مرگِ هم
چشم دوخته ایم...
«آرمان پرناک»
جهان هیچ است، بی تو ؛ ای مَه زیبا
زمان را ، هیچ ؛ پندارم گل رعنا
نمی ارزد ، به هیچ ؛ پایان و آغازی
چو هیچ است، هیچ دانم؛ ای دل شیدا
بادصبا
در آغاز ه ی چ بود
و خدا
شعری سرود
به نامِ: « عشق ».
دست هایت
آیه های مهربانی بود،
و چشم هایت
رسولِ عشق،
بی تو اما،
سیاره یِ وجود
بر مدارِ هیچ
می پیچد.
هیچ ِ هیچم
زرد زردم مثل برگی در خزان روزگار
سرد سردم چون تگرگ آباد بی مرز و حصار
گرچه میچرخم به دور خویشتن بی واهمه
هیچِ هیچم چون حبابی در هجوم آبشار
هر سحر پیغام شادی میدهد خورشید و من
گیج گیجم مثل اعدامی که پای چوب دار
بسکه...
هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ
وین خانه و فرش باستانی هم هیچ
از نسیه و نقد زندگانی، همه را
سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ
من هیچ تر از هیچ تر از هیچ ترینم
آن هیچ پر از هیچ که گویند همینم
او هیچ و دلم هیچ وخودم هیچ و همه هیچ
چون هیچ که در هیچ بپیچند چنینم
دیدی که کسی هیچ تر از هیچ ترین است؟
آن هیچ تر از هیچ تر از...