شعر پنجم:پاییز بی تو
پاییزِ بیتو
چیز عجیبیست...
همان کوچه است،
همان پنجره،
همان درختی که
هر سال
زودتر از همه
زرد میشود.
اما انگار
چیزی در جهان
کم شده است؛
چیزی شبیه
صدای قدمهای تو
روی برگهای خیس.
امروز
یک فنجان چای ریختم
و بیاختیار
فنجان دوم را
کنار...