بوس از تو و جان از من بازار چنین خوشتر؟!
از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است..
این بغضِ کهنه منتظر یک اشاره است ...
باز سنجاقک عاشق/ لقمه ی باز شد/لیسار در مِه جنگل
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است...
با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است..
اللیلُ، إختراعُ العُشاقِ.. شب اختراع عاشق هاست ...
گر تو بی دردی ز دردِ دیگران فریاد کن
بر لبِ ما، خنده یکسر شکوه ی دردِ دل است..
من عاجزم زِ گفتن و خلق از شنیدنش...
سببِ رونقِ کُفر است مسلمانی ما
منت آن کمینه مرغم،که اسیر دام دارى...
بهار آفرینش را نگاری نیست غیر از تو..
یا رَب از هرچه خطارفتْ هزار استغفار....
باید که شبِ چشم تو را قدر بدانم...
به رنگ رویاهایت گوش بده.
کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش .
کم نحن ضحایاک أیها الانتظار..! چقدر قربانیِ توایم ای انتظار.!
تولدت مبارک بهانه ی خوشبختی من
جان گفتن های تو ... تمدید نفس های من است عشقم
به سازی پنجه کن جانا که سیمش جاودان خواند...
کوهم ولی تمام شده استقامتم ...
برون از خود ندارد چاره ای درد دل عاشق...
ز اهتزاز گیسویت بیرقِ ظفر دارم...