تو و خرامی و صد تغافل ، من و نگاهی و صد تمنا
از همه سوی جهان جلوه ی او می بینم..
زِ ما بودی جدا بودَن روا نیست...
ما را غمِ تو کُشت و تو را نیست غمِ ما
در دوست کسی رسد که از خویش برست... خراسانی قوت به قهرمانان سرزمینم️
شرحِ درد از من مخواه! این داستان پیچیده است...
فلک این سنگدلی ها ز تو آموخته است..
ناقص است آن کس که از فیض جنون کامل نشد...
زندگی شوخی کوتاه یک عصر پاییزی ست ...
جوری زندگی کن که اسمت با جسمت نره زیر خاک
صید را زنده گرفتی و به کشتن دادی...
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا ...
کنار تو صاحب دنیام بگو که با منی همیشه
غیراز خیال جانان در جان و سر نباشد...
خموشی صحبتِ خاصی ست، با خود خلوتی دارم... لاهیجی
منو هیچکی نمیفهمه جز تو ی نفر...
نُسخه ی ما را دِلی نامهربان پیچیده است...
بدون تو مگر شب ها صبح می شوند...
لعنت به اون شب که تا صبح گریه می کردم
خیال خنده های تو شد آرزوی هرشبم...
به غیر از خانمان سوزی مقامی نیست عاشق را...
صیدی که تو را گشته گرفتار منم من..
آنجا که هیچ نیست ، به یاد بیاور که دوستت دارم....!
لب لعل تو جانم می نوازد....