در اشتیاقت کسی نیست از من به تو آشناتر...
انگشت های رنگینت پروانه های کوچک چالاکند که با نشستن و برخاستن و رفت و بازگشت هماهنگ روی دو شانه ی تو رنگین کمان مرا می سازند این چشم های توست گردونه ای که خورشید را مثل سر بریده ی یحیی از روی شانه های شهر برمی دارد و روی...
چگونه من نکنم ، میل بوسه در تو..
جانم پراز سرودی است، کز چنگ تو تراود..
رهینِ لطفِ کمندِ توام ،رهام مکن..
ز اهتزاز گیسویت بیرقِ ظفر دارم...
زخمی زدی عمیق تراز انزوا به من...
ز خود چگونه گریزم ؟ که بار خویشتنم ...
تو مثل آنچه که ناگفتنی است،زیبایی ...
من تشنه کام و آب خنک در دکان توست.
خوش است از همه با هر زبان روایت عشق، ولی روایتِ آن چشم مهربان خوش تر... ️️️
تو مثل شب در کوهستان اصیل و گیرایى..
بی من توهرجا که هستی دلت شاد،امشب...
ترسم به نام بوسه ،غارت کنم لبت را ...
تویی رمز بزرگ انتخاب من سلام ای عشق!
خاطرات تو چون خون،در رگان من جاری است
طعم دوستت دارم ️ از لب تو شیرین شد.
چراغ از خنده ات گیرم که راهِ صبح بگشایم...
توانِ کشمکشم نیست بی تو با ایام ...
همیشه در دلم از حسرت تو کولاکی است..
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من..
تا نرود نفس ز تن ، پا نکشم ز کوی تو...
مَرا به بوی خوشَت جان ببخش و زنده بدار
که جز تو با دگرم نیست ذوقِ گفت و شنید...