متن بوسه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بوسه
بوسه
مرزیست
که در آن
دو تن
بیمرز میشوند.
محبوب من
تو که باشی وقت خودش
دست از دویدن میکشد
و ثانیهها روی لبانت
مینشینند تا بوسه بگیرند.
چشم بر هم بـِنــِه ای دلبرکم بعد تماشایم کن،،
بنشین در برمن عشق تمنایم کن،،
چند بوسه زِ تنور لب خود جانی ده
بگذار بر لب من وصل تمنایم کن
هر بار به تو فکر می کنم
حس می کنم
دوباره به دنیا آمده ام
به دنیا آمده ام
که دست هایت را داشته باشم
برای نوشیدن جرعه ای محبت
برای گذاشتن عشق در دهانم
که من
معنای دوست داشتن را
در لذت بوسه آموخته ام
دلم برای قلب آسمانی ات تنگ می شود
فواره های بوسه ات آغاز پی رنگ می شود ...
تو دَم به دم به یادی
بوسه از تو،
جان از من..!
میبوسمت حتی اگر شرعا حرام است
در دین من عشق تو فتوای کلام است
دلبرانه
✍🏻 چشم بر هم بـِنــِه ای دلبرکم بعد تماشایم کن،،
بنشین در بر من عشق تمنایم کن،،
چند بوسه زِ تنور لب خود جانی ده
بگذار بر لب من وصل تمنایم کن
✍🏼خورشید منی
توخورشیدمنی، من روشن ازتو
بخوان شعری؛ شکر پاشیدن ازتو
توچون گل باشی؛ وبوییدن ازمن
لب ازمن بوسه ای برچیدن ازتو
برف، آرام آرام
بر شانههای خیابان مینشیند
تا هر دانهاش
یادآورِ بوسهای باشد
که هنوز در دلِ من
دم نکشیده است...
رقص آن زلـف پریشان تو בر باב בیـבن בارב.
بوسـہ از آن لب شیرین تو בر حالت مستی، چشیـבن בارב.
بوسه
مفهومی ترین
شعر بلند جهان است
بوسه رادوست دارم نه در هوس
زندگی را دوست دارم نه در قفس
تورا دوست دارم با تمام نفس.
بوسه ای را بِگرفتَم،مَن زِ یاقوتِ لَبَش
چَشم وا کردم و دیدَم خواب است،طَعمِ لَبَش
علاقه ی من
ضمانت هزار پیامبر است
برای عشق به آدمی
که دوست داشتن را
در لذت بوسه آموخته ام
و با گفت و گوی امید
از میان تاریکی ها می گذرم
تا در آغوشت به نور برسم
کوچهها آه میکشند
چشمها از هجوم
سایههای خاطرات
به آخر دنیا میرسند
نبودنت هر گوشه پیداست
پاهایم، تمام خیابانها را
بوسیدهاند
مردی اگر نبود تا زیبایی را ستایش کند،
عشق را حرمت،
دوست داشتن را ایجاد،
بوسه را کشف و
نوازش را تجربه!
دیگه
نه شعری خلق می شد،
نه سینمایی داشتیم،
نه سوژه ی جذابی برای خیال پردازی!
جهانی بی هیجان،
مملو از جمعیتی از زنان ساده،
که هیچ انگیزه...
سالهاست..
قلبم را با دوست داشتن هایت مهر و موم کرده ام
و لبانم را
با بوسه هایت..
گلگون
عطارد،
مامور است بنویسد،
واکنشهای احساسِ ما را،
در چشمکِ شبهای ستارهبارانِ عشق و بوسه!
بگذار لبت را به لبِ حسّ دلِ زار
تا داغ شوم از تو و تبدار بمیرم
گِره بزن به دهانم
لبانِ چون عسلت را
سپس ببوس و بنوشم
مرا چو جام شرابت
سپس برقص و ببینم
مرا به چشم خمارت
می بوسمت یک روز تنها
می بوسمت رویای زیبا
می بوسمت شاید نسیمی
آورده عطرت را به اینجا