به گمانم که نزدیک شده است مرگ زمین. فقر، خشک سالی، گرانی و کمی بی پولی.
هشت دقیقه تا مرگ زمین مانده ست و رسیدن من به تو مادرم ! دو سهره ی کوچک در گودی چشم هایم لانه کرده بودند هر روز کمی از منم وتنم... انگار هشت دقیقه به مهاجرت چشم هایم مانده است کور شدم کور این همه مرگ ارزش آن زندگی را...