و شب اندوه بزرگیست،زمانى که تو را کم دارم
به حُرمت چشمانش تا ابد نگاه بر دیگری را بر خود حرام کردم ...
جای عشق لای قصه هاس فقط
ما همه افسرده ایم فقط بعضیا بهتر مخفیش میکنن
مگه میشه آدم عاشق بدیاش بشه ؟ اما من شدم
اگه ما رفیق هم باشیم کل دنیا هم دشمنمون باشن نمی تونن کاری بکنن
همونقدر باش که هستن برات
اگه با خودت دوست بشی هیچوقت تنها نمیمونی
عشق عاشقی کردن میخواد عاشقی نکنی باختی
در حدی نمیبینمت که مانع لبخندام شی
فوبیای نکنه منو یادش رفته باشه دارم
زندگی با زنده بودن خیلی فرق داره
تنها کسی که تو زندگیم دخالت نمیکنه، خودمم
بخندی میگذره ، نخندی هم میگذره .... پس بخند تا خوش بگذره
و عمرِ احساسات یک زن ذره ذره با هر کوتاه آمدنی کوتاه میشود،،،
وقتی همدیگر رو داریم، همه چیز داریم
رنگین کمون ها تو بشمر، نه طوفان های زندگی تو
تو منو وقتی دوس داری که تنهایی
خیلی سخته به اجبار لبخند بزنی وقتی تو قلبت گریه میکنی...
خدایا سرنوشتمو انقدر قشنگ بنویس که مادرم از ته دل بخنده
بی خیال هرچی که خواستی و نشد خدا واست بهترش رو گذاشته کنار...
خستم، کاش یه جدیدمو بخرن، منو بفرستن انبار
هیچ رفیقی واسه من، مثل پسر نمیشه
اگه قرار باشه با توجه به موجودی جیبم بخوام جایی برم فقط میتونم برم تو فکر