من از خستگی هایم هم خسته شده ام از بی پنا هی هایم من حتی از خودم هم فرار میکنم از احساساتم من در هیاهوی این تلاطم حال ویران خویش دست و پا میزنم مرگ را صدا میکنم من طناب دار یک زندان فرسوده در دورترین نقطه شهر را می خواهم...
عکس نوشته من از خستگی هایم هم خسته شده ا...
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.