انقدر از نبودنش کلافه و دلخور...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

انقدر از نبودنش کلافه و دلخور بودم.
که کلی حرف و گلگی تو دلم بود.
تا وقتی دیدمش تمامش را به زبان بیاورم.
ولی همین که دیدمش با آغوش باز و بغلم کرد.
انگار آب یخ ریختن رو سرم.
تمام دلتنگی ها و گلگی هام از یادم رفت.

((خواستم بگم از معجزات بغل کردن فراموشیه،
فراموشیه همه دلتنگی ها، همه ی گلگی ها و...))

امین غلامی (شاعرڪوچـڪ)
ZibaMatn.IR
ارسال متن