بسمه تعالی در جوانی از جنـون...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

بسمه تعالی

در جوانی از جنـون ، رطلِ گرانی داشتم
درد و داغِ عشق در فصـلِ جـوانی داشتم

توبه ی دَمسرد ، پیرم کرد با صد آرزو
تا جوان بودم ، گناهانِ نهانی داشتم

از گرفتاری به آزادی رسیدم در قفس
در میانِ بوستان ها ، آشیانی داشتم

از جهانِ فانی عمرِ جاودان می خواستم
غافل از این که جهـانِ جـاودانی داشتم

عشرتِ ملکِ سلیمان ست در چشمانِ مور
آنچه از دریا ، نَمی در زندگانی داشتم

از هیاهو ، بر لبم تا مُهرِ خاموشی زدم
روی در دیوار با خود همزبانی داشتم

پیش هر سنگی که کردم سینه ی خود را سپر
در بیابانِ طلب ، سنگِ نشانی داشتم

از پشیمانی نجست از سینه ی من تیرِ آه
قـدّ اگر چه از گناهان چون کمانی داشتم

عمـر سر کردم به پـایِ دولت ناپـایدار
دست بر دامـانِ این دنیا ، زمانی داشتم

جواد مهدی پور
ZibaMatn.IR
جواد مهدی پور
ارسال شده توسط
ارسال متن