کرد بودن در چهار سوی مرزهای...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

[کُرد بودن]
در چهار سویِ مرزهای ممنوعه...!
کوهستانی هستم،
که رنج و مشقت بی‌پایانی را به دوش می‌کشد
و خودم، بار سنگینی شده‌ام
بر دوش خودم!
با هر گام که برمی‌دارم،
عمرم فرو می‌ریزد و
عصایی در دست می‌گیرم...
چهار فصل است که
طالع نحسی بر من می‌تازد،
و اندوه را به دورِ
چهار سوی
خاکِ سرزمین مثله مثله کشیده‌اند...!
امید، در جانم جوانه نزد،
و نان نیز هرگز به دهانم لبخند نزد و
لبخندی بر لبانم نقش بست!
آه! بر زندگیِ من،
چهار دست و پایش شکسته است...!

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن