متن نوشته های فاطمه داوری
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های فاطمه داوری
من خورشیدم...
میتوانم حتی از میان حفره های کوچک زمین عبور کنم ولی افسوس،که زمین با تاریکی خویش انس گرفته و به بذر های امید اجازه ازادی نمی دهد...
چشمه ای که همواره از زمین می جوش
ابری که در سکوت گریه می کند و خاکی که غبار های عزیزش را باد با خود به آن سو این سو می کشد اندوه های بسیاری قلب من تمام نمیشود..
اگر انبوهی از انسان ها هم با من همراه شوند،من تنها هستم چون تنهایی،تنها ترین همراه من است..
تنهایی،آه که تنهایی ورقی که نه بلکه بیشتر از نیمی از کتاب زندگیم است وقتی کتاب را می گشایم تا نم باران بر روی آن بنشیند، خورشید با او هم صحبت شود و سپس ماه و ستارگان...