متن اشعار امین غلامی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار امین غلامی
میان این همه دلتنگی،
آغوش تو تنها را چاره است...
کاش یکی مثل خودم،
همیشه تولدم را یادش بود... کاش...
مــردادی بودن کافی نیستــ .
باید چنان گــرم و عاشــق باشی.
که دل یــخ بسته ی هر زمستانـی را آب کنی...
مـــرداد آغـاز گرمـا نیست،
آغــاز تپیـدن دل شکسته ی ماست...
به دیدار مــرداد میروم.
در حالی که هنوزم از سرمای نبودنش
آب نشده قندیل های یخ بسته ی قلبم.
37 سال است که مــرداد می آید،
اما تو دریغ از حتی لحظه ای به فکر آمدن
چنان درگیر رویاتم،
که دیگر نیستم با خود...
حسرتـــ یکـــ عمــر هـم آغــوشیِ تــtoـو.
مانـــد به دل رویــاهایـــم...
هنــوزم بــوی عطـــرتـــــ
از لابه لای خاطراتتــ به مشامــم میرســد...
به چه کاری آید،
تن به دور از مستیِ آغوش او...
به تو فکر نکردن هم،
خودش یه جور فکر کردنه...
میان این همه آوار دلتنگی،
کجـــا افتــاده آغــوشت...
دل به غارت برده ای با بوسه ای...
که خیالش ترکـــ ما نکنــد.
مگـــر به وقتـــ مـــردن...
ترکــ تن میکنـد جــان،
در اوج فراقتــــ...
شبـــ که میشــود،
دلـم برای خیـال بافـی های آغوشتـــ لکــ میزند...
آهسته مـــرا ببــوس،
بگذار بوسه هایت
مرحمی باشد بر زخم های نبودنتـــ...
گـــر جــان بهــایِ وصــل توستـــ
جانــم بگیـر امـا مــرو با دگــری ...
چون تو یاری داشتن،
عشق است به مولا عشق است...
گمان نمیکردیم سخت جان دهیم،
برای دمی زندگی کردن...
ریشه بسته عشق تو.
در لابه لای قلب من...
سعی بر آن است،
که بی نام و نشان ترک دنیا نکنیم...
بوسه فقط نیمه شبان.
از ســر عشــق،
از ته اعمــاق وجـــود...
تمــام شبــم،
انتظار بوسه های دم صبحت را میکشد...