متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
در اندیشه ام گر باشی خوش است
مرا با خیال پرواز تو
عمریست زندگانی
نویسنده :المیراپناهی درین کبود
گلبرگ هایم را پر پر نکن
من ریشه در این خاک دارم
متن اموزنده سرکار خانم المیراپناهی درین کبود
تو همان روزنه ی امید هستی
که در قلبم ریشه زدی
پروردگارا
سخن الهی المیراپناهی درین کبود
درد می کند نبودن هایت درون قلبم
المیراپناهی درین کبود
اگر زیبایی به قد و قامت ظاهر بود
زرافه عروس زیبای جنگل
موش هم ساقدوشش بود
روشن فکر باشیم نوشته شده به قلم خانم المیراپناهی درین کبود
ادب عطر خوش آدمیست.
نویسنده :المیراپناهی درین کبود.
انسان مغرور بی دانش همچون درختیست
خشک از آب شده و هیچ بار میوه ای را ثمر نداده ولی همچون سیخ ایستاده بدون هیچ برگ سبزی در گمانش کمر صاف شده اش او را غرور است
درخت پر میوه به قدری بارش سنگین است سر به زیر انداخته نمیتواند صاف...
الله هر نمنه سنون آنالار بیزیم
آنالار سالیقینا
خدایا تمام دنیات برای تو
مادرا برای ما
سلامتی همه مادرا.
مادر المیراپناهی درین کبود
اصالت همان است که اگر به نوک قله ی
کوه رسیدی از بالا به پایین نگاه نکنی
عرش و فرش روزگار در حال چرخش اند
سخن اموزنده
نویسنده:المیراپناهی درین کبود ،دانش اندوخته علم روانشناسی
اسفند ماهی که باشی
قلب دلت زلال همچون قطرات باران که از شکاف آسمان بر صورت معصومت می بارند
اسفند ماهی که باشی
عاشق هوای بارانی مه گرفته ای
عاشق سیب سرخ داخل حوض
عاشق خواندن کتاب در دل باغچه
عاشق عشق بازی با برگ های پاییزی و رقص درختان...
آتام مون سزلری
آنا مون گزلری
منی شاعر الدی ای فلک
صحبت های پدرم از چشمهای مادرم مرا شاعر کرد ای روزگار
اتا
نویسنده :سرکار خانم المیراپناهی درین کبود.
خوش نباش آینده را کس نمیداند
شیر هم پادشاهی می کرد
جنگل آتش گرفت
نویسنده:المیراپناهی درین کبود
آسمان دلم ابریست
نویسنده :خانم المیراپناهی درین کبود
عشق را در چشمان گرگی دیدم که از عشق آهو از عرش به فرش افتاده بود
نویسنده :المیراپناهی درین کبود
غم این دنیا مخور
پوچ المیراپناهی
برادر یعنی تمام خواهر
المیرا پناهی درین کبود