متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
برای جواب پس دادن همه زبان دارند.،
آنکس ک جواب پس نمی دهد ،طرف را در
حد خود نمی بیند ، پس سکوت می کند ..
در همه حال باید قدر ارزش و شخصیت و شان خود را بدانیم..
با هم سطح خود بگردیم…
بزرگ بزرگت می کند..
کوچک ،کوچک...
انسان می تواند تغییر کند
قدرت انتخاب دارد
اگر شرایط فعلی رو دوست ندارید
در هر حال تغییر باشید..
ما آدم هستیم نه یک اشیا..
امروز تو انتخاب دیروز است ..
آینده تو تلاش امروز است
…
نویسنده :سرکار خانم المیرا پناهی درین کبود
ذهن ادمی مثل چراغ است
می توانید با مطالعه روشنش کنید
می توانید خاموش نگه دارین..
روشنایی ذهن ب انتخاب ما در زندگی بستگی دارد
بدانیم چه ب خورد ذهنمان می دهیم....
المیرا پناهی درین کبود
همیشه در زندگی زن خودرا از درون بشناسید..زن آبیست زلال
در عمق اخلاق و روحیه اش شناور باشید ،
مرواریدهای درونش را بیابید ، سنگریزه ها ی جلوی مسیرش را دور کنید..
زن ابیست ک سیرابت می کند..
زلال بودن ابی ک مینوشید ب شما بستگی دارد ،اقایون می توانند...
نیاز یک خانم در زندگی از همسر
اول توجه است..
پول ،عشق،تفریح …،در زندگی زود گذر هستن ولی توجه باید همیشگی باشد تا خلا یک خانم از هر لحاظ احساسی ،عاطفی یا داشتن تکیه گاهی محکم در زندگی زنا شویی مهیااا شود..
بی توجهی =بی توجهی
توجه کردن ب یکدیگر...
کسانی خوشبخت هستند ک قدر داشته های خود را بدانند حتی اگر محدود باشد..
فراموش نکنیم داشته های ما شاید آرزوی خیلی از انسان های دیگر باشد..
قدر خود را بدانیم..
المیرا پناهی درین کبود
دانش اندوخته علم روانشناسی
رها کردن خیلی سخته..
واقعی نبودن سخت تر..
گاهی باید رها کرد تا ب واقعیت رسید ..
اگر انسان ب بلوغ فکری رسیده باشد و منطق را جایگزین احساس کند به راحتی می تواند ب تعادل فکری دست یابد و ب این نتیجه برسد یک رابطه سمی هر چند قدیمی...
تکیه گاهم شانه های مردانه ات
چه غریبانه غریبم در شب شام غریبانت ..
اقام حسین🌱
می سوزد دلم کاری زدستم بر نمی یاد..
تلخی قهوه را با قندی شیرینش می کنم..
تلخی نگاااهت را با قطره اشک هم نمیتوانم
شیرینش کنم ..
روزنه روشنایی در تاریکی پدیدار
تر
مقاومت زن در سختی نمایان
تر
زیبایی دختر در حیا دیدنی
تر
غزل هایم بی تابن ،تب دارند و بیمارند
نخوانده غزل مانده در این جان پر درد بیمارم
امدی ز دیدارم ،دیدی حال پریشانم
بخوان از حال زارم ،تمام غزل ها یم
خودش گفت آب بی تو حرام است
شراب با تو حلال..
چه مستانه مینوشد شراب انکه اب را هم بی من حرام میدانست..
آرزو میکنم هرگاه پنجره دلت رو ب عشق باز شد..
هیچ بادی نتواند پنجرهای دلت را بلرزاند..
نویسنده:سرکار خانم المیراپناهی درین کبود
دانش اندوخته ی علم روانشناسی
.
زیباترین لحظه هاا
آغاز تلخ ترین خاطره هاست …
المیرا پناهی درین کبود
دانش اندوخته ی علم روانشناسی🌱
امان از حسرت هایی ک با اشک ریخته شد
با بغض فرو برده شد
با خنده پنهان شد
با گریه فریاد شد
ودر اغوش خاک ارام شد..
ای چشم از انتظار ماندن هیچ نگو
تو بمان و غم چشم انتظاری هیچ نگو
گله از تقدیر و سرنوشت و فلک هیچ نگو
سرنوشت ما چنین بود هیچ نگو
ارام پلک بزن اشک رسوایت نکند هیچ نگو..
ارام بگیر چشم من غرق خون شدی از حال پریشانت هیچ نگوو...
هرگاه ب وعده گاهمان می آیی ..
هیچ عطری نزن..
خوش بو تر از بوی تنت عطری نیست
همسرم🌱 ..