متن بوی خواب شیرین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بوی خواب شیرین
دیشب،از،شوق سفر خواب حرم را دیدم
نه حرم عرش خداوند کرم را دیدم
دست در دست پدر دیده دل بگشودم
ذکرلبیک به لب گرم طوافش بودم
پدرم گفت عجب صحن و سرایی دارد
دلم از ماتم او شور و نوایی دارد
جان به قربان صفای تو ابا عبدالله
این من...
اعظم کلیابی بانوی کاشانی
گرمای ظهر
تنم بوی خوابِ شیرین میداد...
بوی پوست آفتابخورده،
بوی تنِ زنده
تو گفتی:
یکی اینجا عطری پاشیده که هوا عاشق شده.
من فقط نگاهت کردم
باد بوی منو برد...
یه جور شعر بیقافیه،
که بدنم نوشته بود، نه زبانم.
متن بوی خواب شیرین
متن باد و احساس
شعر بی قافیه
متن نوشته های باران کریمی آرپناهی
شعر تن
متن بوی پوست آفتاب خورده
در حال بارگذاری...