متن اعظم کلیابی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اعظم کلیابی
شب آمد...
شمعی روشن شد در سکوت
شعله رقصید ..
قلم لغزید ..
غزل جوانه کرد
لبخند شکوفه زد
کسی در گوش خانه
لالایی عشق خواند
شربت شیرینِ مهتاب
بر لبهای تشنهٔ ایوان چکید
و حلاوت این لحظه
در دل پنجره نشست
هرم عشق انشا شد روی شیشه ها
اتاق...
روزها میآیند و میروند
اما جمعه !!!! امان از،جمعه
همچنان روی حرف خود مانده
در پای انتظار میسوزد
و با این درد
میسازد...
خم به ابرو نمی آورد
فقط دلتنگی اش را به آسمان می رساند
به غروب ..
که او هم هر چه غم هست را تلمبار کند روی...
شب میآید
بیصدا
از لبهی پنجره
و دلتنگیاش را
روی میز سکوت
پهن میکند
زندگی کجاست در گرگ و میش
سپیده و طلوع...
بوی نان داغ نمیآید...
و نیز صدای پای عابران ..
صدای همهمه همسایه...
آواز بلبلان..
زمزمه جویبار ..
عطر بابونه و نعنا ...
و...
و دستی که با پیاله ی سفالی در آب فرو رفته است.
محروم مانده ام
در آغاز...
اتاقِ من
جهانِ کوچکِ من است
که در آن
اندیشه به برگ تبدیل میشود
و سکوت
به زیباترین سرود.
باز هم دل، بی قرار روضهٔ مادر شده
باز حرف صورت وسیلی ومیخ در شده
باز هم آتش به جان ما رسیده از دری
کز غم سوزاندنش چشم دو عالم، تر شده
حرف حرف بغض وکینه از علی بوده فقط
آتشی از،بغض پنهان زیر خاکستر شده
فاطمیه شد ، مرور...
چون آسمان که دلخوشی اش آفتاب است
خورشید زهرا سهم چشم بوتراب است
روزی علی در خانه یاس و یاسمن داشت
روزی درون خانه اش گل پیرهن داشت
آن خانه که پر بود از عطر گل یاس
لبریز بود از سجده های سبز احساس
آن خانه که مهمان او روح...
ماه،
پس از تو تنها یک شکایت داشت.
ای پنجرهی گشوده به معراج !
چه زود بسته شدی…
لبخند توای مادر همواره مسیحایی ست
هم مظهر عشق است و هم مظهر زیبایی ست
دامان پر ازمهرت چون دشت شقایق ها
ای سبز ترین دامن. دشتت چه تماشایی ست
با ذکر و دعای تو آسوده دلم دائم
زیرا که در اذکارت انگیزه و گیرایی ست
تو هاله ی خورشیدی...
تا که با نام تو مادر می خورد شعرم رقم
می تراود چشمه های ذوق از چشم قلم
تا به نام نامی ات آغاز، کردم شعر را
بیت ها بیت المُقدس شد غزل شد محترم
من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را
در دهانم واژه ها گل می کند...
در جان و دلم همیشه هستی مادر.
هستی تو دلیل شور و مستی مادر
در دُرج دلم جواهری غیر تو نیست
خوش در دل و جان من نشستی مادر
دوباره بیدم و سرشاخههام لرزان است
دلم تکیدهترین میوه ی زمستان است
سکوت کرده ام و چون نسیم میگذرم
اگر چه حنجره ام میزبان طوفان است
من و تفال تلخ سکوت سردی که
بدون قهوه چشمت نصیب فنجان است
صدای چلچله ها با تو رفت از این خانه
ولی هنوز...
فلسفه ی یلدا نه دورهمی ست نه خوردن هندوانه و انار و ...نه...
یلدا بهانه ای ست که یک دقیقه بیشتر دستانت را در دستهایم بگیرم..
انار که ترک میخورد ..
قلبِ دختر پاییز می شکند .
سرخیِ عشق در سفیدیِ برف...
نور شمع روی صورتت میرقصد.
و من در...
دورهم بودیم و مجلس،بی شما کم رنگ بود
گر چه مبخندیدم اما دل برایت تنگ بود
صحبت از یلدا شد وآن حرفهای عاشقی
پای شوقم آن میان بی روی ماهت لنگ بود
هرکسی ساز خودش،را میزد و من هم به طبع
خاطرم با یادتان درگیر صدها رنگ بود
گرچه میگفتندهر...
کاش زمان تمدید می شد!!
تا تو بمانی و من بمانم.
و این فاصله، این سکوت تلخ،
برای همیشه در آینهٔ «شاید»ها محو شود.
کاش زمان تمدید می شد،
پیش از آنکه برگهای خزان،
خاطره های سبز ما را
یکی یکی به باد بسپارند.
کاش زمان تمدید میشد،
حتی به...
منم محتاج آغوشت تووخواب وتوی بیداری
واکن آغوش و ثابت کن هوامو دائماً داری
به گرمای تنت بسپر من محتاج گرما رو
به صد گلبوسه رنگین کن تنی رنجور و تنهارو
بیا بازمبمون پیشم، تو مجنون شو منم لیلی
بیا ثابت کنم این رو که میخوادت دلم خیلی
تومیدونی دلم...
"آغوش خود را باز،کن فصل زمستان است"
در اوج سرما آرزویم عشق سوزان است
یعنی که باید گرم باشیم از،تنور عشق
آب وهوای شهر وقتی برف وبوران است
بین من و تو که نباید فاصله باشد
وقتی میان قلب ما امید مهمان است
بر گیسوی یلداییام شانه بزن با عشق...
🌺الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب علیه السلام
چقدر خنده ی شیرین تو نمک دارد
چقدر خاطره از تلخی فدک دارد
ملاک عشق خدا مُهر و سجده نیست فقط
حلالزاده به مِهر علی مَحک دارد
چقدر جان به لبِ دلشکسته دارد عشق
نگاه کن که دل...
چه فخری میکند دنیا که ماهی چون تو را روی زمین دارد
خلقی ز کرامات شما میگویند
تسبیح تو را ارض وسما میگویند
ای دادرس روز قیامت زهرا
از لطف تو در روز جزا می گویند
زهرایی و مهمان تو روح الامین بود
شان نزولت قدر وطاها یا و سین بود
زهرایی و نور دو چشمان محمد
همتای تو تنها امیر المومنین بود
از سفره فاطمه نمک گیر شدیم
با نوکری اهل ولا پیر شدیم
هر چند که روسیاه هستیم اما
دلبسته به زیبایی تقدیر شدیم
یا فاطمه ای زینت عرش معبود
در وصف تو حق آیه ی تطهیر سرود
ای کوثر جاری به مقام تو سلام
ای آینه ی محمدی بر تو درود