متن بیان ابراهیم
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیان ابراهیم
بیان ابراهیم
خانم بیان ابراهیم (به کُردی: بەیان ئیبراهیم) شاعر کُرد زبان اهل سلیمانیهی اقلیم کردستان است.
(۱)
نگذار عاشقت باشم.
نگذار اینقدر دوستت داشته باشم
مبادا زیر باران چشمانت آب شوم
مبادا با نسیم نفسهایت
مثل شاخهی بیدی بشکنم
نگذار اینقدر عاشقت باشم
مبادا که با یک آه اندکات...
من بی تو نیمه ای ناقصم!
ای نیمه ی دیگر زندگی ام،
بیا و پرواز کن در میان زندگی من،
تا حصار را بگشایم برای پروازت،
تا که پر و بالت بشوم،
و تو هم آسمانم...
شعر: بیان ابراهیم
ترجمه : زانا کوردستانی
از جهالتم، سوءاستفاده کردی و
مرا وطنم، صدا می زدی.
نمی دانستم که سرزمین ها غارت می شوند!.
شعر: بیان ابراهیم
ترجمه : زانا کوردستانی
تهران، موی و یال اسب آزادی ست و
با هیچ قدرتی رام نمی شود!
تهران، دریای طوفانی خشم است،
گیسوان کوچه هایش را می دهد و
به هیچ سنگلاخی، زیبایی اش کم نمی شود.
شعر: بیان ابراهیم
ترجمه : زانا کوردستانی
زمانی که می میری،
به ناگاه همگان دوستت خواهند داشت!
معشوقه ات به سویت خواهد آمد بی هر بهانه ای،
دوستانت از با تو بودن، سخن می رانند،
و همگی اعلام می کنند که چه انسان شریفی بودی!
البته در وقت مردنت...
شعر: بیان ابراهیم
ترجمه : زانا کوردستانی