من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم
چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم حتی اگر در تاریک ترین و دلگیر ترین حال خود باشم
دزدی در خانه فقیری می جست فقیر از خواب بیدار شد و گفت: ای مرد آنچه تو در تاریکی می جویی، ما در روز روشن می جوییم و نمی یابیم