متن حسن سهرابی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حسن سهرابی
شوق است مرا رویِ چو ماهت که ببینم
تنها شوم و در دلت آرام بگیرم
من آمدم آرام که در پیشِ دو چشمت
دریا شوم و در تَنَت آرام بمیرم
سُخنها رَدِپای وَهلِ مرگ است
که دائم با دلِ من در نبرد است
دلی خسته چُنین پیغام سَر داد
که مَرگ با جانِ من در جنگِ سرد است
آتش زیر خاکستر
چه حرفها و سخنهایی که در قلبم
چنین مرموز در خوابند،
ولی،
آتش بَرآرد سَر از آن خاکستر سردم
در آن روزی که
برخیزد هزاران شعله ها از آن.
((زیبای نا پیدای من))
ما ترک جان چو کردیم
در این دیار یاران
از این همه هیاهو
جز رنج دل ندیدیم
@sohrabipoem
چشمانِ فلک
چشمانِ فَلَک کور شود
گَر نتواند،
این عشقِ میانِ
من و آن یار ببیند
@sohrabipoem