آمدی با نام زهرا، جان به لب آمد مرا بین تبهای شبانه، ماهشب آمد مرا هر کجا لب باز کردی، بسته شد راهِ نفس بر سرم وقتی خمیدی، کوهِ تب آمد مرا دستهایت مثل باران، حرفهایت مثل رود در دلم یکباره سیلابِ طلب آمد مرا نه دوایی، نه دعا، تنها...
قو موجود عجیبیه از این جهت که جمعی زندگی میکنه و میگن یکی از معدود موجوداتیه که زمان مرگش رو می فهمه و هنگام مردن ازگله ی قوها جدا میشه و میره یه جایی تنها می میره خیلی با شکوهه این نکته ی دیگر اینه که میگن قو موجودیست که...