پاییز هم دلخور است از اجبار و تکرار همان گونه که بهار و تابستان فصل چهارمی را از تقویم خط زده ام بهمن گند زد به همه فصلش حتی اسفند امیدوار را قربانی کرد
روزی که اینچنین به زیبایی آغاز میشود از برای آن نیست که در حسرتِ تو بگذرد تو باد و شکوفه و میوهای ، ای همهی فصولِ من ... بر من چنان چون سالی بگذر تا جاودانگی را آغاز کنم ...