دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟ یا به یک خلوت و تنهایی امن دل که تنگ است کجا باید رفت؟ پیر فرزانه مرا بانگ برآورد که این حرف نکوست ، دل که تنگ است...
زخمی که بر دل آید مرهم نباشد او را
عشق گاهی زخم و گاهی مثل مرهم میشود عشق گاهی ننگ و گاهی، رقص پرچم میشود عشق گاهی شوکران تلخ و گاهی چون عسل گاه شیرین می شود ، گاهی پر از غم میشود……