متن دل
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دل
.
فصل بهار میرسد ، رقص بنفشه دیده شد
گل چه به ناز آمده، برگ گلش خمیده شد
بوسه زدی که بر لبش، شمع سحرگهت شود
شعله ی شمع را ببین طبع سخن چکیده شد
از رخ یار ماهرو ، ناز غزل خریده دل
نغمه ی عود خوش نوا، ساز...
✍️ justfor5436
دل سنگها انداخته از سادگی، پیش پای تعقّل
عقل برداشته سنگها را، سادگی را کرده تحمّل
در شهر شما، برداشتن سنگ عیب نیست؟
" عقلم پاره سنگ بر میدارد " هر روز، بی تعلّل
شدم همآغوشِ مهری، آن دلآرامی که دیگر نیست
رسید از راه عطرِ او، ولی نامی که دیگر نیست
زدم سنگِ صفا بر سینه، تا شاید نفس گیرد
زمین و آسمانم گشت پیغامی که دیگر نیست
شدم جراحیِ روحی، میانِ زخمِ این احساس
شبیه ریشهی دردی، سرانجامی که دیگر نیست
شبانگاهان...
چه خوش صید دلم کردی
در این آشفته دریاها ...
دل دیوانه پسندم را لاله به لای برگهای پاییز بگذار و بگذر؛
من حتی قطعهای از تو را کنار خود ندارم
لمس خیالت لذتی کوچک و کوتاه ست
میدانی؟!
تو مرا از دلم به دار آویختی!
و من روزهایم را شبیه موهایم می بینم
هـــــــــو المحبــــــــوبـــــــ
شدھ دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشڪ ... ؟
من به این چارھ بیچارھ دچـــارم هــر شب
عجب جنگی به پا شد
میان چشمان تو دل من
ای کوثر معصوم، چراغ و نور هستی
چرا اینگونه بر داغِ دلِ مادر نشستی
رفتی و این سینه گذشت از غم تو
آه که پاک آمدی و معصوم برفتی
کاش،
آرام آرام نمیرد،
هر آنچه که بوی دلخوشی می دهد…
چهارگاه دلم را به نغمه گر نبری
نفیر جامه دران است مویه حاصل من
از کوی تو ای نگار زاری بردیم
آشفته دلی و بیقراری بردیم
ای مایهٔ شادمانی آخر ز درت
رفتیم و غمت به یادگاری بردیم
من نیز چو خورشید🌻دلم زنده به عشق است
می گویند عشق واقعی زیباست
می گویند معنای دوستت دارم های واژه هاست
من می گویم عشق واقعی تنها کلمه ای است
که به قلب تو راه دارد
اسمش را گذاشتهام “ جانِ دل “
یعنی هم جان است و هم دل
کار ما از عشق گذشته
یعنی هنوز برای احساسمان اسمی
پیدا نشده عجالتاً “ مال هم دیگر “
صدایمان کنید . . .
💐🌾🍀🌼🌷🍃🌹🍃🌷🌼🍀
🍃🌺🍂
🌾☘
🌷
چون می نابی به جام
روح و دلم کرده رام
واژه وحرف و کلام
به قلمِ🖋: پورِ مهر👇
#مهردادپورانیان
#سهگانی
🌷
🌾☘
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃🌹🌿🌼🌷🍀
«میخانهی دل»
هر که در میخانهی دل، جرعهای نوشید از او
مست شد، بیخویش شد، افتاد در آغوشِ او
من به بزمِ عشق، چون شمعی به جانم سوختم
روشنی بخشیدم و خود را به آتش افروختم
هر که را دیدم، به معشوقش سپرد آرامِ جان
من به محبوبم رسیدم، ساقیام...
چه کنم بر مثنویِ ناب دلی
که قافیه اش پس از تو گم شد..!
افسو๛ چه بیهوבه سپرבیܩ בل را.
دلم شاعرترین مجنون دنیاست
تمام وزن شعر لیلیِ دریاست
جنوبی ؛ قانعه ؛ پاکه ؛ عزیزه ،
هنرمنده نجیبه ؛ صافه زیباست
تنهایی
در این شب سیاه، دلم غرق تنهایی است
نگاهم به راه تو، چشمم پر از خالی است
ستارهها همه خفته، من و سایهی خودم
دلم در این سکوت، اسیر جدایی است
صدای پای تو را میشنوم در خیالم
ولی این خانه خالی، پر از بیکسی است
چراغی در دل...
ما کجای این دردیم؟
در دهان ماهیای که خوابِ آسمان را میبیند
لابلای زخمهای کهنهی ساعتهایی
که عقربههایشان از گریه ساخته شدهاند
در انجماد لحظههای غریب
که پرندهای یخزده
با بالهایی از خاطره
در آینهی شکستهی زمان
به دنبال نامِ گمشدهاش میگردد
بی هیچ حرف
فقط ایستادهایم
مثل مجسمههایی از...
من چشامو بسته بودم
تا چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد:
دیوانه! من میبینمش..!