و سهم ما از تمام دنیا انتظار بود و سهم ما از تمام انتظارها هیچ
کوله باری پر از هیچ که بر شانه ی ماست... گله از دست کسی نیست... مقصر دل دیوانه ی ماست...
سرشار از هیچ شده ام بی تو! پای ماندنم دیگر سخت می لرزد...
هیچ و باد است جهان گفتی و باور کردی؟! کاش، یک روز، به اندازه ی هیچ غم بیهوده نمیخوردی! کاش، یک لحظه، به سرمستی باد شاد و آزاد به سر می بردی
آغوش تو و دیگر هیچ
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟ عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ