متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
«لُکنت فقط از کار ماندنِ زبان نیست
چشمها هم گاهی
روی یک چهره گیر می کنند🤎👀».
برف زیباست
این را زن ارباب می گفت...
تو بگو چوپان آبادی
از زیبایی برف چه سهمی دارد...
یک افسانه ارمنی؛
مردان مهربان و خوش طینت
صاحب فرزند دختر میشوند.
زیر پای بی کســـی از درد نالیدم ولی
رفتی و آواره کردی مهوش فرزانه را
لب هایت را
کاشته ام در دهانم
که ریشه کنند
جوانه زدندغنچه های بوسه
هر چه بیشتر دنیا را میشناسم
از آن ناراضی تر میشوم...
اشکِ تیمار در چاه،
دنیا، تاجرِ خونِ دلها؛
خرید و فروشِ
عشق و عطش.
طلوع صبح،همان، لبخندِ توست
که از پشتِ کوههای خواب
بالا میآید؛
قلبم
مثل قایقی کاغذی
در فنجان چای صبح
به سمت لبخند تو
پاروزنان میرود
امروز خورشید
از شانهی تو بالا میآید
انگار جهان
از پلکهای تو طلوع میکند
و جهان
به گردنِ م حقی دارد
گاهی به اسمِ عشق
گاهی به اسمِ امید
گاهی به اسمِ غزلی زیبا
دستانم، شاخههای سوخته،
در بارانهای بیامان انتظار
نقاشی نمیکنند جز نام تو را
در کوچه آه مچاله شد،
شیشهها نفس بریدند
باد صدایم را برد.
اشک، چشمه شد
در مشتِ سنگ،
پلکِ خسته بارید
دنیا بویِ نم گرفت.
چراغِ دور افتاده،
در شبِ سیاه دانه پاشید
رویا سبز شد
چشمِ تو ابرِ بسته بود،
من به باد آموختم دعا
باران از دلِ من آغاز شد
و من....
درقاب ِ خالی تو
به روشن ترین
غروبِ جهان
پناه می برم...