کلاغها برگشتند به مزرعه
در غروبی سیاه،
نشسته بر سر و کول مترسک
بیخیال فریادِ اعتراضِ کشاورز.
آنها به مترسکها عادت دارند
به های و هوی کشاورز و زنش،
به پاییزهای بیبار و برش
به زمستانهای بیپایان.
اکنون سالهاست
کلاغها به حکومت بر مزرعه عادت دارند...
شبها گرازها گله به...