متن نوشته های زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های زانا کوردستانی
[جــن]
کتاب را روی میز گذاشت.
رفت پنجرهی را ببندد.
چشمش به اسم کتاب افتاد.
《هزار حرف مگو از اجنه》
زیر لب گفت:
- سال ۲۰۲۵ دیگه! کی به جن و پری اعتقاد داره؟!
صدایی پشت سرش زمزمه کرد:
- هی رفیق! سلام!!!
کلاغها برگشتند به مزرعه
در غروبی سیاه،
نشسته بر سر و کول مترسک
بیخیال فریادِ اعتراضِ کشاورز.
آنها به مترسکها عادت دارند
به های و هوی کشاورز و زنش،
به پاییزهای بیبار و برش
به زمستانهای بیپایان.
اکنون سالهاست
کلاغها به حکومت بر مزرعه عادت دارند...
شبها گرازها گله به...
در حال بارگذاری...