دنیا ناباب است معتادت می کند به “هیچ” ، گرفتار که شدی ، رهایت می کند در”تنهایی
قلبی که هرزه است، گرفتار دوست نیست چشم پلید لایق دیدار دوست نیست
دست و پایی می توان زد، بند اگر بر دست و پاست وای بر حالِ گرفتاری که بندش بر دل است