طلوع وصال بشارت آمد و...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار علیرضا فاتح
- طلوع وصال بشارت آمد و...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
«طلوعِ وصال» ✨
بشارت آمد و دل غرقِ دعا میگردد
که زِ کوی یار، نسیمِ صفا میگردد
به صبحِ وصل، دگر ناله نخواهم کردن
که نویدِ مهر، چو خورشید، به ما میگردد
شرابِ عشق چو در جامِ جان فرو ریزد
هزار آینه روشن زِ ضیا میگردد
به چشمِ مستِ تو سوگند، ای نگارِ وفا
که هر نگاهت، چراغِ دعا میگردد
زِ خاکِ کوی تو گر ذرهای به دل افتد
بهشتِ جان، همه باغِ بقا میگردد
به یادِ نامِ تو ای مونسِ شبانگاهی
دلِ غریب، چو دریا به خدا میگردد
فاتح
ZibaMatn.IR