زیبایی ات هوش از سر خوبان...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن چهارپاره
- زیبایی ات هوش از سر خوبان...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
زیبایی ات هوش از سرِ خوبانِ عالم برد
ای آنکه از یادت سحر از خواب می خیزم
جایی بده در گرمِ آغوشِ حواسِ خود
یک برج نا ایمن شدم، شاید فرو ریزم
من بد، به کیفر خواستت گر اعتراضی نیست
با آن وکیلِ عفوِ درگاهت چه خواهی کرد
باشد، به زندانِ غمت حبسم بکن شکراً
دلداده ای را عشقِ دلبر دادگاهی کرد
رسوایی ام در خیلِ این خلقِ ملامتگر
چون کوهی از ارز و طلا و سکّه می ارزد
وقتی دلم در شوقزارِ لطفِ معبودم
مانندِ یک گنجشگکی در سینه می لرزد
با من چه کردی این چنین دریای آشوبم
در جامِ جانم زهر ریزی، چون عسل نوشم
بر زیرِ لب گویند مردم، این چرا گیج است!
گویا نمی دانند از مهرِ تو مدهوشم
مرتضی میرزادوست
ZibaMatn.IR