اسیر غربت ای وای براسیری کز...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

اسیر غربت

ای وای براسیری کز ظلمت شبانه
بی‌تاب و اشک ریزان بیمار رفته باشد

چون قمری اسیری در دام بی‌وفایی
با بال‌های مجروح، خونبار رفته باشد

آن دیده‌بانِ عاشق، در حسرتِ کبوتر
پرواز در خیالش با گیتار رفته باشد

صیاد روزگاران، بال و پرش شکسته
او چون ز باغ هستی، بیکار رفته باشد

هرشب به یاد دلبر چون شمع نیمه‌جانی
با دیده‌های خونین، بر دار رفته باشد

بر شاخ خشک غربت،چون قمری غمینی
با اشک و آه و ناله، غمخوار رفته باشد

یک عمر سر خوشان،بود با خنده‌های دلبر
آخر ز درد هجران، بیدار رفته باشد

از بس که نام یاران، با خون دل نبشته
چون موج اشک و حسرت، بسیار رفته باشد

در کوچه‌های تاریک،با آه نیمه‌ ی شب‌
در جستجوی آن ماه، سرشار رفته باشد

چون بلبلی که روزی،گم کرده آشیان را
از عطر گل گریزان، بیزار رفته باشد

در حسرت دو بالی، کز شوق آسمان‌ها
بر خاک مانده اینک دلدار رفته باشد

از سینه‌اش هزاران فریاد بی‌صدا خاست
اما به گوش دوران، انگار رفته باشد

ای وای بر اسیری، کز بیم جور صیاد
با قلب پاره‌پاره، هشیار رفته باشد

یک شب کنار برکه در جستجوی مهتاب
تا صبح همچو شبنم، زنهار رفته باشد

آن عاشق غریبی کز زخم بی‌وفایی
با قلب پاره‌پاره، غمبار رفته باشد

چون آه سرد غمها در سینه حبس گشته
بی‌همدم و انیسی ناچار رفته باشد

ای وای بر دلی که با یاد و نام میهن
با کوله بار حسرت دشوار رفته باشد

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن