سر بر دار به جهنم که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

سر، بر دار

به جهنم که مـرا بـر سرِ آن دار بری
یا که بـَر آبرویم سکه به بازار زنی

من همان شاخهٔ خشکیدهٔ طوفان زده‌ام
که نـلرزیدم و تو تیشه به تکرار زنی

همهٔ عمر مرا سنگ ملامت زده ای
تو همانی به دلم مـُهرِ گنهکار زنی

دل اگر خانهٔ ویرانهٔ اندوه بار است
تو چرا شعله بر این خانه و دیوار زنی

نانِ نامم اگر افتاده به دستانِ حسد
چه غم از آن که مرا طعنه بر انکار زنی

خانه و آیینه هم زخم مرا می‌ دانند
چهره در آینه را طُعمهٔ رگبار زنی

آخر این قصه به رسواییِ نفرت برسد
بس که بر چهرهٔ خورشید تو زنگار زنی

من اگر سوختم از آتشِ بی‌مهریِ و غم
تو نخواهی به دلِ خویش شرر بار زنی.

روزگاری برسد پرده فرو افتد و تو
شرم داری به سرا پردهٔ دل دیدار زنی

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن