بــنـواز تـار عــشـق را ای دلـربـا...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

بــنـواز تـار عــشـق را، ای دلـربـا؛ دیـوانـه شـو
در بـاغ، بـا گـل هـمـره بـادصــبـا مـسـتـانه شـو

آتش بـزن آن بـال و پـر بر چهـره ی سـاقی نگر
از جام می سرمـست شو، با غیر او بیگانه شو

از اشـتـیـاق دیـدن آن گـلـرخ ســیـمــیـن عـُذار
بی پا و سر درکوی او هر لحظه چون پروانه شو

گرعاشـقی از جـان گذر آشفته دل، شوریده حال
محبـوس در گیسوی او، بی جان پی جانانه شو

دل بـرکَن ازاین واز آن جـز اومکن کس را نـشـان
شـیدای آن ابـرو کمـان گـر می شوی مردانه شـو

در عـشــق بـازی نـوش کـن جـانـا شـراب تـلـخ را
آنگـه تا وقـت سـحـر چون سـاقی مـیـخانـه شو

پیمان شـکن پیـمانه ی می درکفـش چـون مینهد؟
تـو بـر سر پیمـان بُـدی خـواهـان آن پـیـمانه شـو

آمد به پایان حرف دل خامـوش شـد شـمع چِگِـل
امـشــب بـیـا ای جـان جـان آن پـرتـو کاشانه شو

شهربانو اکبرپور(بادصبا)
ZibaMatn.IR
ارسال متن