در تاریکی مطلق ایستاده بود تنها...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای
در تاریکیِ مطلق ایستاده بود؛
تنها
سرد
بیدفاع
بیحرکت
سرمایی عمیق در نگاهش موج میزد. به آسمانِ تاریک و نیمهابری خیره مانده بود، غرق در خاطراتش؛ انگار دیگر هیچچیز را حس نمیکرد
کسی صدایش زد. برای یک لحظه از دنیایِ فروپاشیدهاش جدا شد و به آنسو نگاه کرد هیچکس آنجا نبود؛ جز خاطرهی کسی که رفته بود هیچکس چنین او را ندیده بود غرق در افکار بی انتهایِ خود ..
فرزانه شه بخش
ZibaMatn.IR