نخستین پناهگاه و آخرین خانه اربیل...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

[نخستین پناهگاه و آخرین خانه]
اربیل... ای شهری از روح و
                روحی از شهر...

درخت بلوط بلندبالایی
تا که زنده‌ای، محکم‌تری و
تا که هستی، شکوفه می‌دهی
جوانه‌هایت بی‌پایان شکوفاست.

آوازه‌ات
بر لب‌هایی سفین* است و
بسته‌ای عقد، با دخترک ابرهای آسمان...

تو شمشالی* هستی
که به سختی دل پر آشوبش را آرام کرده‌اند
به پایین می‌آیی و
در طنینِ یک تاریخ،
قطره قطره فرو می‌ریزی...

تو شهری از مرواریدی،
مملو و سرپر از گوهر
گوهرانی چون
عزیز گردی
کاووس آقا
مسعود محمد
مامه‌ سیوه
و عبدالله پشیوه*

تو آرامشگاهی هستی
میزبان لختی آرامش و
عفو کردنی بی‌منت.

قد و بالای تو، به بلندای قلعه‌ اربیل است
که تاریخِ تو را در خود نگاشته است...

تو بر کوهستان قدیمی‌ات می‌رقصی و
گل‌تنی، خرامان
در برت سماع می‌کند.

معجزه‌ای هستی،
که هر ساعت تو
جادوی رویا را می‌نویسی و
و هر روزت
چشمانمان را لبریز از نگاه‌های ارغوانی می‌کند،
و روحمان را در خانه‌ی کمال و
در نسیم‌های عصرانه‌ی باغچه می‌برد...

اربیل!
تو واژه‌ای هستی، از هزارن واژه
کتاب مقدس نیز می‌گوید:
(در آغاز، واژه بود)
تو نخستین واژه‌ای
نخستین واژه!
در بخشش و
در ابتدای آغاز
در پنجره، در آسمان و در زمین...

ای پایتختِ رویا و پرچم،
تویی آخرین پناهگاه
و آخرین واژه
و آخرین آسمان
و آخرین مقصد
و آخرین خانه...
----------
* سفین: کوهی در جنوب اقلیم کردستان
* شمشال: نوعی ساز
* اسامی تعدادی از بزرگان فرهنگ و هنر کردستان

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن