متن برباد رفته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات برباد رفته
بر جنازه خود، چه بیهوده گریستم
چه باطل بعد مرگم،تاکنون زیستم
دردداردمرگ را، هرلحظه زندگی کردن
این تکرار،برباد داد هست ونیستم
چنان بیمارم، که درمان ندارد دردم
ازدوربه نظاره ی، حال زارم نشستم
می خندد لبم، ولی مرده دلم
ریشه ام خشک، پژمرده گلم
چنان تبر خورده ام، از روزگار
که برباد رفت، رنج بی حاصلم
باران
از لبهی لبهای
نقطه چینِ پیر
میچکد
و خیابان
با برگهایی
شبیه
دفترِ خاطراتِ انقلابی اعدامی
خواب میرود
ابرها
پرچمهای سفیدی
که یاد گرفتهاند
دیر تسلیم شوند
من
در هجومِ زرد و قرمز ها
دنبال
تکهای آبی میگردم
که شاید
در جیب کتِ کهنهام
خودکشی کرده
کنارِ بلیت سینمایی...