متن روناک آلتون
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات روناک آلتون
آنجا طنابی به گردن و،
اینجا رد طنابی -
بر گردن گلیست.
همراه هم،
بسته به طنابی
همسفر شدیم-
او رفت و من به ماندم.
در جمع نابینایانم،
بینای بصیری،
مرا به منزلگاه یار برساند.
آن چشمی را که
نذر زیارات تو کرده بودم-
چشم راستم بود!
راه را بسته
بر گذر روشنایی من!
چشمیست نابینا-
پنجرهام.
پنجره کوچک زندان،
بافهای از آزادی را داخل کرد-
روشنایی ماه!
همه چیز
برای تو مجانیست!
نوشتهای بر دروازهی
«دل من».
وزن و آرایهای!
کفایت میکنی،
برای سرودن
هر شعر و قصیده.
از قیامت،
هراسی ندارم.
عشقت نهان است
در پروندهام.
بر روی آخرین
برگ پاییزی،
نوشتم بهار
شرمندهی درخت شدم!
ای آسمان آبی
مهلتم میدهی
در زیر سایهسار مهر و محبتت
لختی
در کوچهپسکوچههای خوشبختی
قدم بزنم؟!
سیر از زندگیام!
میتوانید
از جوانی باقی ماندم
بپرسید.
برای سفر به دستان مادرم
تنها بالی
مرا بس است...!!
اکنون هم دیر نشده،
از آن گناهی که آلودهاش شدهام--
[نوشتن نام تو]
دست بکشم...
«توبه»
نه یک بار...!
که مادربزرگم میگفت،
(صد گناه و یک توبه).
تیغهای دو لبه تیزم!
هر طرف را که بگیری،
زخمی خواهی شد.