شعر کوتاه عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه عاشقانه
نوشِ جانم،
که هر نگاهت
چون جامی لبریز از بادهی ناب است،
و من،
در هر تپشِ دل،
جز نامِ تو نمینوشم... 🕊
هر دم،
که در هوای تو میگذرد،
نه تنها زندگی،
که جاودانگی را
به یادم میآورد...
هر نتِ نگاهت،
آهنگی تازه در جانم مینوازد؛
و من،
در حصارِ آغوشت،
به آرامترین ترانهی جهان بدل میشوم...
تنم،
هر بار که در آغوشِ تو آرام گرفت،
فهمیدم جهان
برای همین لحظه ساخته شده است...
نه باده،
که نگاهِ تو مرا مست کرد؛
و هر واژه،
از لبخندت
جرعهای تازه نوشید...
تمام راهِ عشق،
به یک نگاه ختم شد؛
و من،
در مستیِ چشمانت،
دیگر هیچ جهانی را
به یاد نمیآورم...
چنان غرقِ خیالِ توام
که هر آینه،
میانِ بیداری و خواب،
تنها نامِ توست
که مرا زنده نگه میدارد...
هر بار که قدم بگذاری،
این خانه پر از نفسِ تازه میشود؛
و من،
به تعدادِ آمدنت،
دوباره زنده میگردم...
و من،
در سکوتِ شب،
شمعی بر پنجره میگذارم؛
تا هرگاه چشم بگشایی،
نورِ من،
راهِ نگاهت باشد...
حالِ من
نه به فصلهاست،
نه به روز و شب؛
تنها به نامی بند است
که از لبِ تو میافتد...
به چیزی فراتر از واژه محتاجم،
به لمسِ نگاهت،
به گرمای دستانت،
که جهان را دوباره
در رگهایم جاری کند...
شب یلدا
شب یلدا شب غم ها شکستن
به شادی در کنار هم نشستن
شب دیدار ، شب از عشق گفتن
شب بخشش، شب از هم گذشتن
بگذار در نگاهت پناهی بجویم،
که جهان بیتو،
چون زندانی بیپنجره است...
بیتو، شب بهانهای جز سکوت ندارد
اما با نامت، هر ستاره چراغی میشود
بمان...
که جهان بیتو، تنها یک سایهی خاموش
است.
و آنگاه که
جوانه ی عشق را
برشاخه ی علاقه
پیوند میزنی
آرزوهایم
ازپرتو نگاهت گل میکنند
نه رگ، نه خون
که هر سلولِ من
از نامِ تو میسوزد
و هر تپش
آوازِ عشقِ توست...
صدای سکوت
در گوشم زمزمه میکند،
که هر نفس من،
پر از نام توست.
چه مژِگان بلندی!
وقتی پلک میزنی
پُلی در انتهای قلبم میشکند...
مرا در شب بازوانت سفر ده
بیپروا، بیمرز، بیسایه
تا تمام من،
تمامِ تو شود
و بعد… هیچ
او ماه بود؛
گاهی کامل و پرنور،
گاهی زخمی و رنگپریده...
اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد؛
ماه برای آسمان، همیشه ماه است.
من از دیار غربت می آیم
به چشمانت
چشمان تو
تنها نقطه آشنای این جهان است
بوسه
مفهومی ترین شعر کوتاه جهان است