ستایش حق به نام آنکه ز فیضش جهان چراغان است وجود، صبح آینهای از جلال یزدان است سپهر و اختر و خورشید در طوافِ درش گواهِ قدرتِ آن پادشاهِ سبحان است به یک اشارهٔ «کن» نقشِ خاک جان گیرد که آفرینشِ هستی ز حکمِ فرمان است نسیمِ رحمتِ او میوزد...
الهی گر چه در چنته خود گنه فراوان دارم به خودت قسم به رحمت تو ایمان دارم آنچنان شهره به مهری و شهیری تو به لطف که من غرق گنه امید غفران دارم