متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
میخواهم شروع به نوشتن کنم واژه ها…
مینویسن مادر……
قلم می گوید با چه کلمه ای می توان این فرشته را ستایش کرد ….
نویسنده :خانم المیرا پناهی درین کبود
من خزان روزی بهار بودم.
نویسنده:خانم المیراپناهی درین کبود
مرهم دوای نا علاج را
کدام طبیبی نوشت که هیچ عطاری ندارد ..
نویسنده :المیراپناهی درین کبود
زمان بسیار کوتاه است
یکدیگر را دوست بداریم ،در یک لحظه همین جمله حسرت بزرگ در قلب میشود
با افسوس و حسرت
مادر دوست دارم من مینویسم تا بخوان واژه ها نمیتوانند دوست داشتنم را توصیف کنند …..
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
برادر یعنی سلطان دل…….
خواهر …..
شیر سلطان جنگل باشد…
برادر سلطان خواهر است ….
بیا برادر تاجت را من بگذارم افتخارش به نام من ثبت شود در ریشه ریشه ی قلبم ….
نویسنده و روانشناس:المیرا پناهی درین کبود
غرورم موج خروشانیست
که با هر هوایی سازگار نیست …
در هوای ما نفس کشیدن غرور میخواهد …
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
راست گفته است حضرت مولانا هر چیز که دنبال انی ،انی ….
من همانم در پی تو….
آیا پی ما هستی…….؟
عشق به همسر را باید پرستید ستایش به تنهایی جواب نخواهد داد….
دوست داشتن باید در دو طرف موج بزند ستایش کنید یکدیگر را تا آتش عشق بالا گیرد...
عشق را باید از شااااملو آموخت
خدای احساس بود
آیدا را خدای خویش میدانست نه همسر
عشق به همسری بها دارد قدر بدانیم دل نرنجانیم زندگی بی عشق پوچ است….
روانشناس و نویسنده:المیراپناهی درین کبود
دختر چه مادر باشد چه زن …..
روحش لطیف است زود می شکند دختری که با شکستن ناخن دستش ناراحت میشود…ابروهایش در هم آویخته میشوند …اخم میکند….
بدانید با شکستن دلش …….
چه طور خواهد شکست….
روانشناس:سرکارخانم المیراپناهی درین کبود
بزرگ ترین ثروت داشتن نظم در مغز است
بدانید مغزتان را با چه پرورش می دهید؟
روانشناس:المیراپناهی درین کبود
اضطراب و استرس خاری هستند برای سقوط ارامش ب قضاوت و دید زاویه ی دیگران توجه نکنید اضطراب را جایگزین آرامش ……
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
گذشت و ببخش را از بزرگانم آموخته ام….
اما درد فرزند ببخش ندارد ….
روانشناس و نویسنده:المیراپناهی درین کبود
علم روانشناسی سایه را بی معرفت نامیده است،
چه بسا انسان بی معرفت سایه ای بیش نیست …..
سایه فقط سنگینی وجودش باعث آزار نه ارامش….
لطفا سایه نباشیم ….
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود.
از دور بخوان نوشته هایم را…..
تو که خاک هم اغوش خاکی ….
نوشته هایم مانند کلام آخرت درد دارد….
تقدیم به پسر عمه عزیزم محمود روحت شاد داداش دلتنگت بودم 🌗
الحق خدا گلچین روزگار است حیف تو نبود گل گلزاری بودی …،،،
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
چه بگویم به دل
می گوید یار باشد زخم بزند ما ب جان خریداریم زخم هایش را ….
نبود یار درد می آورد زخم ها را ….
نمک بر زخم هایم نپاش جااناان
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود.
خار داشته باش بگذار در حسرت چیدنت
باشند …..
تیغ غرورت زخمی کند آنکه احساست را به بازی می گیرد ….
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
ارغوان را دیدی سایه؟
سلام مرا برسان …..
دگر هیچ سایه ای مردانگی شعر هایت را ندارد…..
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
زخم زدن را همه از بر هستند
هنر آن است دلی را نرنجانی ….
در بدترین شرایط
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
من یا ب ت میرسم
یا هم اغوش خااااک میشوم
جاااناااانم
نویسنده و روانشناس :المیراپناهی درین کبود