یک سینه حرف هست؛ ولی نقطه چین بس است...
با سنگدلان یار مشو ، می شکنندت ...
زندگی، بی تو پُر از غم شدنش حتمی بود... صباغ نو
صبحِ نوروز از رُخت کسبِ سعادت می کند️
جز بی کسی نتیجه ی عمرِ دراز چیست؟ مشهدی
شِکوه در مشرب ما سوخته جانان کفر است ...
هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما...
جانا دلم ببردی در قعرِ جان نشستی..️
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست...
ما به تو یک باره مقیّد شدیم
بر سینه ی ما بنشین... ای جانِ من ات مسکن...
زمین گرد است و من گوشه ای یافته ام
سخت دلگیرم از دلی که سخت گیرِ توست
آتش… به جان خورشید انداخت و رفت عشق
نشسته در نگاهم، از این چشمه آب می خورد!
دارد همه چیز آنکه تو را داشته باشد
عاقبت عشق به یک خاطره می پیوندد...
بوی گل بشنیدم و بوی توام آمد به یاد... دزفولی
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
من شیشه ریزه ام، حذر از پای مالی ام
یه چیزایی هست که دست من نیست مثل دستات...
چشمانت شروع یک جنگ تحمیلی بود!
غمی در استخوانم می گدازد ...
آغوش تو تنها مسکن منه ...