دست هایت را به من بده دست هایت را به من بده دست هایت را به من بده -به جهنم که شعر نمی شود- وقتی از لذت تو پرم و دست های من خالی!
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
جهان خالیتر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شدهام وقتی حتی خیالت هم سهم دیگران شده باشد